همه زندگــی ام می لرزد
چون تو را می نگرم !!
مثل اینسـت که از پنجـره ای
تک درختم راسرشارازبرگ
در تب زرد خزان می نگرم
+ نوشته شده توسط پپری در یکشنبه دهم دی 1385 و ساعت
22:17 |
|
چون تو را می نگرم !!
مثل اینسـت که از پنجـره ای تک درختم راسرشارازبرگ در تب زرد خزان می نگرم + نوشته شده توسط پپری در یکشنبه دهم دی 1385 و ساعت
22:17 |
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف . . .
تو رفتی و دگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و اون وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست !! + نوشته شده توسط پپری در جمعه هشتم دی 1385 و ساعت
14:0 |
|
|