تو حتی با انکارهایم هم می دانی که چقدر دوستت دارم !!
نه عزیزترینم تو مقصر نیستی ، این تنها تو نیستی که کوتاه نمی آیی
روزگار هم بخاطر من کوتاه نمی آید چه برسد به تو ؟!
اگر روزگار کوتاه می آمد روزهای نبودن تو را از همه عالم محو
می کرد
من کوتاه می آیم ، آری بازهم !!
من کوتاه می آیم بخاطر تو
بخاطر دلم که ، از آن توست !!
من از همه خوشیهایم کوتاه می آیم همه مال تو
روزهایی که می توانم تا ابد تو را داشته باشم را به تو می بخشم تا آنها
رابا کسی قسمت کنی
که شادیت را با او می یابی
عزیزترینم شادم به شادی تو
می دانم که شادیت را با دیگریت قسمت می کنی ؟!
می دانم که من آن دیگری نیستم
کاش مرا می دیدی نه با دیده انکارت نه با دیده گذرانت
کاش می دیدی دوست داشتنم را !!


