چه ساده دل بودم که به خود می گفتم :
اوهنوزهم همان است ، او هنوز هم دوستم دارد
دل ساده من نمی دانست او دیگر دلی ندارد که به او ببازد
دل ساده من نمی دانست خریدارش نیستی
نمی دانست به هوای او نیامده بودی !!
آمدی چند روزی تا جسمی بیابی اما . . .
قلب ساده من خود را اینبار پیشمرگ کرد
و تو چه آسان خندیدی بر من و احساسم و عشقم
و گذشتی از دلی که پیشکش تو شده بود
چند روز هستیم دردنیایی که همه جسمند ؟؟
در دنیایی که تو هم بدنبال لذت ، مجذوب جسم دیگرانشی ؟!
چند روز فرصت داری که مبهوت جسمهای ارزانی شده باشی ؟!
برو عزیزترینم همه لحظه های دنیامان مال تو
همه لذتهایی که در پیکرهای عریان بی شرمشان می یابی از آن تو
همه سالها و لحظه هایت ارزانی آنها که مثل تو دلی ندارند تا ببازند
همه سالها و لحظه هایم را به تو می بخشم
من از این دنیا فقط خاطرات با تو بودن را می خواهم
بقیه همه مال تو . . .


