می روم ز دیده ها نهـــان شوم
می روم که گریه در نهـان کنم
یا مـــرا جدایــــی تو می کشـد
یا تو را دوباره مهربــــان کنم
روزگاری یک تبســــــــم ،یک نگاه
خوش تر از گرمای صد آغوش بود
این زمان بر هر که دل بستم دریــغ
آتش آغـوش او خــــــاموش بــــــود
بی تومن کجا روم ؟کجا روم ؟
هستی من از تو مانده یادگـــار
من به پای خود به دامت آمــدم
من مگر ز ست خود کنم فـرار
+ نوشته شده توسط پپری در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت
2:44 |


